صعود پاییزه به قله توچال

گزارش صعود به قله توچال تاریخ ۹۶/۸/۵:
ارتفاع: ۳۹۶۴
صعود به قله را طبق قرار از پیش تعیین شده مورخ ۵ آبان ۹۶،در ساعت 5:30 شروع می کنیم. پس از جمع شدن در میدان مجسمه دربند و گپ و گفت دوستانه، مسیر پیمایش را سرگرفتیم. در ابتدا وارد کوچه کوه سنگی شدیم و بعد از پیمودن خیابان آسفالت شیب دار، به راه خاکی رسیدیم. در اول مسیرخاکی، بدن ها را گرم کرده تا برنامه واقعا شروع شود.
بعد از حدود یکساعت، استراحت کوتاهی می کنیم. حین لذت بردن از زیبایی آسمان و مناظر اطراف به کافه رجب می رسیم. در کافه حدود نیم ساعت می مانیم تا دوستان جدیدمان از نظر جسمی و هم روانی به برآورد درستی از خود برسند و بتوانند تصمیم درست برای ادامه دادن مسیر بگیرند. با توجه به اینکه ادامه مسیر را باید بدون باتون و گاهی با در دست گرفتن صخره ها و طنابهای تعبیه شده می پیمودیم، در همان کافه باتون ها را جمع کردیم. در ساعت ۶:۴۵ از کافه خارج شدیم. در نیمه های مسیر دست به سنگ تا شیرپلا، آسمان مارا به چند قطره باران مهمان کرد. لطافت هوا بیشتر شد و بچه ها سر ذوق آمدند. در ساعت ۸ به شیرپلا رسیدیم و سفره ای دوستانه پهن کرده، صبحانه را کنارهم میل کردیم.
در ساعت ۸:۴۰ مسیر قله را از سرگرفتیم. پیش بینی هواشناسی، سرعت باد را در حدود ۵۵ کیلومتر بر ساعت اعلام کرده بود و گروه برای رویارویی با این مورد آماده بود. مطابق انتظار در طول پیمایش، سرعت وزش باد به مرور زیاد می شد و کم کم داشت به صورت هشدار و زنگ خطر برای گروه تبدیل می شد. ساعت ۱۰:۴۰ به جان پناه امیری رسیده و حدود بیست دقیقه بیرون جانپناه امیری، برای استراحت توقف کردیم. بعلت شدت باد به سختی روی زمین ثابت مانده بودیم.
پیش از شروع دوباره، دو نفر از دوستان که با تجربه هم بودند نگران از شدت باد، به بازگشت فکر کرده و تمایل داشتند مسیر آمده را برگردند در حالیکه برنامه ما، بازگشت از طریق تله کابین بود. این دو همنورد پس از صحبت با سرپرست گروه و بررسی جمیع شرایط متقاعد شدند که تصمیم به ادامه مسیر بهتر از فرود می باشد.
دوباره عزم قله کردیم. خیلی از همنوردان تجربه چندین باره صعود توچال را داشتند اما اینبار حکایت دیگری بود. از جانپناه تا سنگ چین کوچکی که در بین مسیر بود را به سختی پیمودیم. سرعت باد توان از بچه ها گرفته بود، تجربه ای که تا لمسش نکنید، حس و حال ما را در داخل آن سنگ چین کوچک در نمی یابید. در داخل سنگ چین برای گرم شدن و تجدید قوا مستقر شدیم. قبل از گروه ما، دو نفر دیگر که اولین صعود خود را تجربه می کردند درآن سنگ چین پناه گرفته بودند. همانجا با آنها آشنا شدیم. آن دو دوست جدید تصمیم به ادامه مسیر در کنار گروه ما گرفتند و همپای ما شدند.
عزم را جزم کرده و علی رغم باد شدید مسیر را به سمت قله ادامه دادیم. بالاخره با تلاش و همت دوستان در ساعت ۱۳:۱۵ توانستیم به قله صعود کنیم. لذت رسیدن به قله، تمام سختی را از ذهنمان برد. هرچند در آن هوا عکس انداختن خیلی مشکل بود اما چند عکس یادگاری انداختیم تا خاطره این روز ثبت شود.
وارد جانپناه قله که شدیم با صحنه عجیبی برخورد کردیم. یک کوهنورد تنها که با تجهیزات نامناسب اقدام به صعود کرده بود و حال عجیبی داشت! البته دو کوهنورد دیگر هم در جانپناه بودند که تصور می کردند این فرد تنها، فقط کمی سردش است و به همین علت مشغول کار خود بودند!! کوهنورد تنها به دلیل شرایط نامناسب جوی دچار هیپوترمی درجه سه شده بود و توان تکلم و تصمیم گیری برای چگونگی برگشت را نیز نداشت!! با رسیدگی سرپرست و اعضاء گروه، وضعیت کوهنورد تنها بهبود پیدا کرد. تصمیم گرفتیم او را با خودمان به تله کابین برسانیم.
ساعت ۱۴:۰۰ قصد برگشت کردیم اما باد بیرون جانپناه که از پیش بینی هواشناسی شدیدتر بود، چیز دیگری می گفت. بار اول که از جانپناه بیرون آمدیم شدت وزش باد به گونه ای بود که با هر گام تعادل خود را از دست داده و از زمین کنده می شدیم. مجبور شدیم به جانپناه برگردیم.
می دانستیم که بیش از آن ماندن جایز نیست. با تمهیداتی که سرپرست اندیشیدند و همراهی بچه های با تجربه تر، دو به دو با هم و با حمایت یکدیگر به سمت تله کابین رفتیم. همان مسیر خیلی کوتاه همیشگی تا تله کابین تمام نمی شد! به یاد آوردیم در زمستانی شخصی در همین فاصله اندک سرما زده شد و.... بالاخره به ایستگاه هفت رسیدیم. جان تازه ای گرفتیم. سوار تله کابین شدیم.
حدود ساعت ۱۵ بود که در ایستگاه پنج نهار می خوردیم، می گفتیم و می خندیدیم و خدا را شکر می کردیم که توچال همیشگی را با تجربه ای خاص از سر گذراندیم. ساعت ۱۷ در پارکینگ بام تهران یا همان مجتمع توچال با آرزوهای خوب برای یکدیگر، از هم جدا شدیم. این صعود هم با کوله باری از تجربه و خاطرات زیبا و آموزنده به پایان رسید.
اعضای گروه: اعظم، پریسا، نحله، عاطفه، الهام، میترا، طیبه، مهدی، وحید
سرپرست گروه: وحید بازیاری
کمک سرپرست: پریسا رازکردانی
گزارش نویس: پریسا رازکردانی