11تا 13 مرداد 1396 اجرای برنامه صعود به بام ایران طی تمرینات مستمر در هفته های گذشته و هم هوایی در هفته قبل از صعود با کمک و هماهنگی های لازمه توسط سرپرست برنامه صورت پذیرفت و همه همنوردان عزیز آماده شدیم تا جـدالــی زیبا با ارتفاع ، سرما و گوگرد داشته باشیم. روز موعود فرا رسید. در ساعت 5 بامداد روز چهارشنبه 11/ 05/ 96 از میدان آرژانتین به سمت پلور حرکت کردیم. طی توافق قبلی صبحانه را در یکی از رستورانهای پلور صرف شد. بعد از صرف صبحانه به قرار گاه فدراسیون کوهنوردی رفتیم.در حالی که همنوردان لوازم و تجهیزات و کوله های خود را مرتب کرده و برای حرکت آماده می شدیم سرپرست برنامه در تلاش برای هماهنگی نیسان بود تا بتوانیم به وسیله نیسان به سمت مسجد یا همان گوسفند سرا حرکت کنیم. با کرایه دو خودروی نیسان به سمت مسجد حرکت کردیم. در حین حرکت و در جاده از دور قله دماوند سفید پوش و با توده ای ازگوگرد دیده می شد .حدود 9:15 بامداد به گوسفند سرا یا همان مسجد رسیدیم که دارای امکاناتی از جمله آب و سرویس نه چندان بهداشتی بود.گام بعدی تحویل کوله های شب مانی بود. کوله ها در گونی بسته بندی شده و برای حمل با قاطر تحویل قاطرچی ها داده شد. رانجام حدود ساعت 10:00 بعد از نرمش کوتاهی به سمت بارگاه سوم براه افتادیم. تمام مسیر دارای پاکوب مشخص بود و کوهنوردان زیادی هم در طول مسیر در حال حرکت بودند. گروه ما با حرکتی آرام و پیوسته حدود 14:30 به بارگاه سوم رسید.یک پناهگاه در ارتفاع 4200 متری قله دماوند که دارای فروشگاه و امکاناتی محدودی می باشد.محوطه جلوی بارگاه پر بود از چادرهای گروههایی که قبل از ما رسیده بودند. برای خانمها داخل پناهگاه از قبل جا رزرو شده بود اما بعلت نبود ظرفیت خالی آقایان می بایست یک شب را در چادر باشند. بعد از برپا کردن چادر و خوردن غذایی سبک دوستان برای استراحت آماده شدند.هرچه به غروب نزدیک میشدیم هوا سرد تر میشد. مجبور به پوشیدن البسه گرم شدیم. هوا تاریک شد قبل از خواب سرپرست و مربی برنامه در مورد برنامه توضیحاتی دادند.



بامداد پنج شنبه پس از بیدار باش و صرف صبحانۀ سبک در چادرها، بالاخره ساعت 6:45 با کوله های سبک و لوازم ضروری راهی قله شدیم البته طبق برنامه ریزی سرپرست، یکی از نفرات اجرایی تیم، خانم لی لی هراتیان، برای مراقبت از چادرها در محل کمپ ماند.هوا تقریبا صاف و بنا بر گرفته سرپرستان از هواهای مساعد دماوند برای صعود بود هرچند تا حدی سرد بود. با گامهای آهسته و پیوسته، با استراحتهای کوتاه و برنامه ریزی دقیق و سرقدمی مربی کوهنوردی عزیز، آقا امین عرفی، پیش می رفتیم. حدود ساعت 11:30 به جلوی آبشار یخی در ارتفاع 5100 متر رسیدیم.گروهی پنج نفره شامل سه نفر از همنوردان در کنار سرپرست برنامه و آقای مرتضی نامور از راهنماهای حرفه ای کوهستان در قالب گروه دوم از پی ما می آمدند و در طول مسیر از طریق بیسیم با گروه اول در ارتباط بودند.طی همین تماس ها متوجه شدیم که دو تا از همنوردان گروه دوم به علت ارتفاع زدگی و با مشورت سرپرستان از ارتفاع 5000 متری تصمیم به برگشت گرفتند و گروه دوم شامل دو نفر اجرایی در کنار یکی از همنوردان سخت کوش همچنان ادامه مسیر می دهند.گروه هشت نفری پیشرو مسیر را بسمت صخره های بالای آبشار یخی و تپه گوگردی ادامه دادیم.نزدیک قله استراحت ده دقیقه ای باعث شد تا دوستان دوباره ریکاوری شوند و بتوانیم مسیرمان را با شیبی تند تر ادامه دهیم هر چه بالاتر میرفتیم بوی گوگرد بیشتر به مشام میرسید. به ابتدای منطقه گوگردی رسیدیم که به ناچار جلوی بینی را با دستمال پوشاندیم تا گاز گوگرد آزارمان ندهد.در طول مسیر بعضاً کسانی را می دیدیم که ارتفاع زده شده بودند و یا از بوی بد گوگرد حالشان بد شده و از صعود به قله منصرف و راه برگشت را در پیش گرفته بودند.سرانجام در ساعت 14:30 گروه هشت نفره پیش رو صعود کردند. همگی خوشحال بودیم و مشغول گرفتن عکس گروهی و تکی شدیم ولی به جهت دوری جستن از ارتفاع زدگی و استشمام گوگرد، یک ربع روی قله ماندیم.در راه بازگشت در نزدیکی قله گروه سه نفره دوم را دیدیم، این گروه نیز با اختلاف یکساعت از گروه اول صعود کرد. در مسیر بازگشت با برنامه ریزی دقیق مربی و استفاده از ارتباط بیسیم ها از مسیر شن اسکی پایین آمدیم و در ساعت 19:30 توانستیم به بارگاه سوم برسیم. بعد از حدود یکساعت گروه سه نفره دوم نیز در بارگاه به ما پیوستند.خوشحال از این صعود زیبا و موفقیت آمیز آماده استراحت شدیم. اینبار برای همگی در پناهگاه جا رزرو شده بود.جمعه ساعت 7:00 بامداد بیدار شده و بعد از صرف صبحانه، وسایل و کوله ها و چادرها را جمع کردیم. و بعد از اینکه کوله ها را برای حمل با قاطر بسته بندی کردیم در ساعت 10:00همگی آماده برای فرود شدیم و در نهایت در ساعت 13:30 با استراحتهای خیلی کم به مسجد رسیدیم. بعلت شلوغی بارها با قاطر کمی دیرتر رسید. با یک وانت پیکاپ دوکابین و یک نیسان به بارگاه اول (قرارگاه پلور) بازگشتیم. ساعت 15:00 همگی سوار مینی باس شده و به رستورانی برای صرف ناهار رفتیه و با غدایی لذیذ جشن صعود گرفتیم.برنامه در ساعت 18:30 در میدان آرژانتین پایان یافت.
گزارش برنامه: آزاده اورعی

روایتی دیگر

***گزارش برنامه 3 روزه قله دماوند از مسیر جنوبی***
زمان اجرا: 11/5/96 الی 13/5/96
تعداد نفرات: 14 نفر
نفرات صعود کننده قله: 11 نفر
سرپرست: علی گل پرور
مربی و راهنما:امین عرفی پاک
اقامت: پناهگاه بارگاه سوم (ارتفاع 4250 متر)
مبدا صعود: پلور-گوسفندسرا (ارتفاع 3000 متر)
وسیله نقلیه: ون دربستی و لندرور محلی
خلاصه برنامه:
روز اول: صبح ساعت 5:00 حرکت از تهران و حرکت به سمت پلور از جاده هراز- صرف صبحانه در پلور - رسیدن به قرارگاه پلور و انتقال با نیسان به گوسفندسرا- دادن بارهای اضافه به قاطر برای حمل تا پناهگاه- شروع حرکت به سمت پناهگاه در ساعت 10:00 از ارتفاع 3010 متری- رسیدن به پناهگاه بارگاه سوم در ساعت 16:00 به ارتفاع 4250 متر و تحویل گرفتن بارها- صرف غذا و گرفتن جا در پناهگاه جهت خانمها - و دایر نمودن چادرها جهت آقایان ، صرف شام و خواب در ساعت 22:00.
روز دوم: ساعت 5 صبح بیدار باش- بستن کوله صعود - صرف صبحانه- توقف خانم لی لی هراتیان جهت مراقبت از کمپ و حرکت 13 نفر باقی به سمت قله در ساعت 6:30 - رسیدن به آبشار یخی در ساعت 11:00 جدا شدن دونفر از تیم جهت برگشت به کمپ و حرکت 11 نفر در قالب دو گروه برای رسیدن به قله دماوند به ارتفاع 5671 متر در ساعت 14:30 و گشت و عکاسی در قله- فرود از قله در ساعت 15:00- رسیدن به پناهگاه بارگاه سوم در ساعت 19:15 - صرف غذا و استراحت و خواب در ساعت 22:00.
روز سوم: ساعت 6:30 بیدارباش- صرف صبحانه و جمع آوری وسایل و بستن کوله ها- شروع فرود به سمت پایین در ساعت 9:00 - رسیدن به گوسفند سرا و پایان کوهپیمایی در ساعت 13:00- انتقال به جاده اصلی با لندرور- سوار شدن به ماشین ون دربستی و صرف ناهار تا ساعت 15:45- حرکت به سمت تهران- رسیدن به تهران در ساعت 17 و پایان برنامه.
شرح برنامه:
قله دماوند... پر شکوه و با اقتدار همواره میعادگاه کوهنوردان و طبیعت دوستان بوده است. این قله با ارتفاع 5671 متر (ارتفاع ثبت شده با GPS) بلندترین قله ایران و خاورمیانه می باشد. یک نیروی عجیبی همواره کسانی رو که حتی چندین بار آنرا صعود کرده اند، باز بسوی خود فرا می خواند. پیشبینی هوا در این چند روز ، هوای مساعدی را با وجود سرمای نسبی، در انتظار داشت. گروه ما شامل سرپرست ،مربی و 12 نفر همنورد بود. اکثر همنوردان در برنامه های آمادگی 3 الی 4 هفته اخیر شرکت داشتند . با روش صعودی انتخاب شد ، خوشبختانه هیچکدام از دوستان دچار ارتفاع زدگی نشدند و 11 نفر پای بر بام ایران نهادند و به سلامت به پایین برگشتند که این موفقیت بزرگی برای گروه بود. عشق به طبیعت و احترام به قله دماوند و شوق دیدار با آن، چنان شوری در همنوردان گروه ایجاد کرده بود که بالاخره برای حضور در برنامه 3 روزه آماده شدند و پای در راه قله دماوند نهادیم. گروه متشکل از 10 آقا و 4 خانم از گروه های سنی مختلف بود.
روز اول:
بالاخره روز موعود فرارسید و چهارشنبه 5:00 صبح گرد هم آمدیم و به همراه مینی بوس آقا سیاوش عزیز به سمت پلور به راه افتادیم. صبحانه املت در پلور ، انرژی لازم برای روز پیش رو را فراهم آورده بود. جاده خلوت بود و خیلی زود به پلور رسیده و خریدهای خود را انجام داده و به قرارگاه پلور منتقل شدیم . گروه یکپارچه و در کنار هم، کوهپیمایی خود را در ساعت 10:00 صبح رو به قله دماوند آغاز نمود. کمی بعد توقفی برای نرمش و حرکات کششی داشتیم . هوا صاف و آفتابی با باد ملایم بود . حرکت را پی گرفته بطوریکه هر از چندگاهی استراحت داشتیم. گروه با حرکتی آرام و پیوسته و منظم حرکت خود را ادامه می داد و از اینکه در این فصل سال در چنین هوایی دماوند را صعود می کنند، خوشحال بودند. در پشت سر، خط الراس دوبرار به مرور رخ نمایی می کرد و عظمت خود را نشان می داد. در سمت دیگر،قله گل زرد دیده می شد. قله پاشوره نیز در سمت شرق رخنمایی می کرد. به مرور و با نزدیک شدن به پناهگاه، دریاچه سد لار و در دوردست، قله توچال نیز دیده می شد.

گروه احساس خستگی نمی کرد و سریعتر از آنچه پیشبینی کرده بودم، داشتیم به پناهگاه می رسیدیم. نزدیکی پناهگاه، با دیدن آن، گروه انرژی دوباره ای گرفت و مدت زیادی نگذشت که همگی با هم در ساعت 16:00 و بعد از 6 ساعت به پناهگاه رسیده بودیم. همزمان با ما نیز قاطرچی بارها رو آورده بود. بارها را تحویل گرفته و خانم ها به درون پناهگاه رفته و آقایان نیز به دایر نمودن چادرها اقدام کردند. گونه ای از پرنده به نام صعوه که در ارتفاعات زیاد دیده می شوند، توجه ما را به خود جلب کرده بودند. دوستان کمی استراحت کرده و غذایی میل نمودیم و برای خواب آماده شدیم، چراکه بیدارباش فردا ساعت 5 صبح بوده و بایستی شب صعود استراحت کامل و خوابی خوب داشته باشیم. بنابراین تقریبا همه افراد ، ساعت 10 شب دیگر به کیسه خوابها رفته بودند و سکوت را رعایت می کردند.

روز دوم:
ساعت 5 صبح همگی بیدار شده بودیم ،باید صبحانه را می خوردیم و تا ساعت 6:00 حرکت خود را به سمت قله آغاز می کردیم. خوشبختانه آثاری از ارتفاع زدگی جدی در همنوردان دیده نمی شد. بعد از صبحانه بلافاصله کوله های صعود را آماده کردیم و وسایل اضافه را در چارها قرار دادیم و آماده صعود شدیم. خانم لی لی هراتیان با کمال گذشت و ایثار در کمپ باقی ماند تا از جادرها و وسایل افراد مراقبت نماید و باقی دوستان آماده صعود شدند.به دوستان توصیه شد که لباسهای گرم خود را بپوشند و با پوشش کامل با کلاه و دستکش صعود خود را شروع کنند.نهایتا در ساعت 6:30 همه 13 نفر گروه حرکت خود را به سمت قله آغاز کردیم.
با سر برآوردن آفتاب، ریتم حرکت نیز سریعتر و منظم تر شده بود. هر از چندی توقف و استراحت داشتیم و از تنقلات خوشمزه همدیگر میل می نمودیم. شوق رسیدن به قله در گروه بسیار زیاد بود و ناراحتی خاصی در هیچیک از دوستان وجود نداشت. نمای قله های اطراف بینظیر بود و هرچه بالاتر می رفتیم، زاویه دید به عمود نزدیکتر می شد و به قول همنوردان انگار که دارید عکس ماهواره ای قله ها که با زاویه عمود گرفته شده را می بینید! یواش یواش قله زرینکوه نیز از پشت دوبرار سربرآورده بود. نمای دریاچه سد لار ، قلل تیز کوه گل زرد، آسمانکوه ، توچال در دوردست، خط الراس طویل دوبرار، قله پاشوره و... در دیدرس قرار داشتند. ساعت حدود 10:30 هم ارتفاع آبشار یخی یعنی 5100 متر قرار گرفتیم و بایستی به سمت یال سمت چپ رفته و روی آن یال قرار بگیریم. فرصتی برای نزدیک شدن به آبشار یخی نیست و از دور زیبایی آنرا شاهد بودیم.
دو نفر از دوستان تصمیم به برگشت به کمپ را گرفتند که با تایید سرپرست تیم راه بازگشت را در پیش گرفتند و باقی تیم در دو گروه 8 و 5 نفره به راه خود ادامه دادند. از این ارتفاع دیگر تقریبا بوی گوگرد احساس می شد، ولی هنوز آزار دهنده نشده بود. شیب تند زیر قله کوچکه را نیز به آهستگی صعود کردیم و به بالای آن رسیدیم که دیگر از آن نقطه به بعد شیب کم می شد و تپه گوگردی در ارتفاع 5400 متری شروع می شد. این منطقه (تپه گوگردی) شبیه بستر مریخ یا کره ماه می باشد. سنگها و خاک سفید و زرد و سبز که از جای جای آن بخار گوگرد خارج می شود. دیگر مسافت زیادی تا قله باقی نمانده بود (حدود یک ساعت). به سمت دودکش (دهانه اصلی خروج بخار گوگرد) به راه افتادیم تا از کنار آن عبور کنیم و به چکاد قله دماوند برسیم. ساعت 14:30گروه اول موفق شدند که در کنار هم به فراز قله دماوندبرسند. لحظه ای فراموش نشدنی... رسیدن به بوسه گاه زمین و آسمان... میعادگاه عاشقان کوهستان و طبیعت... به مانند همیشه، از قبل از رسیدن به قله، اشک در چشمانم جاری شده بود. جالب بود که دوستان دیگرم نیز چنین حالی داشتند و زبان بند آمده بود. به خصوص اینکه برای آنها اولین تجربه صعود دماوند بود و حس عجیبی داشتند. عکسهایی به یادگار گرفتیم و با کوهنوردان دیگر روی قله خوش و بشی کردیم،. از کاسه قله هم بازدیدی دورادور کردیم. نیمی از کاسه را برف پوشانده بود و مرکز آن هم یخ زده بود. دل کندن از قله سخت بود و به زحمت و خواهش به جهت هوای نامناسب گوگردی قله و کمبود زمان برگشت، همنوردان را به فرود دعوت کردند. با قله خداحافظی کرده و در ساعت 15:00 فرود خود را به سمت پناهگاه شروع کردیم. برای فرار از بوی گوگرد، سریع ارتفاع کم کردیم و از شن اسکی کنار قله کوچکه فرود آمدیم.نهایتا در ساعت 19:15 گروه به سلامت و با خاطره ای خوش به پناهگاه رسید.
روز سوم:
ساعت 6 صبح بیدارباش بود، بساط صبحانه را با لطف سایر همنوردان آماده کرده و صبحانه مفصلی میل نمودیم . بعد از صبحانه همه وسایل را جمع کرده و کوله ها را بستیم . از روزهای قبل، همه زبالههای خود را جمع کرده بودیم و قصد داشتیم که به پایین منتقل کنیم. متاسفانه اکثر کسانی که به پناهگاه می آیند، زباله های خود را آنجا رها می کنند. این امر از انجا که متولی دلسوزی برای انتقال زباله ها به پایین وجود ندارد، بسیار فاجعه آمیز است و باعث جمع شده انبوهی از زباله سوخته یا نسوخته در اطراف پناهگاه می شود. ساعت 8:45 راه فرود را پی گرفتیم. هوا امروز نیز صاف و آفتابی و با باد ملایم بود. گروه به آرامی فرود می آمدند. حس خوب و انرژی وافری در چهره تک تک گروه دیده می شد. از اینکه توانسته بودند در چنینن زمانی با چنین هوای مناسبی قله را با موفقیت صعود کنند، احساس سر خوشی و رضایت داشتند. گاهی به عقب برمی گشتیم و نگاهی به قله می انداختیم و یادی از صعود دیروزمان در ذهن نقش می بست و اینکه چگونه این همه مسافت تا قله را رفته بودیم. در نهایت ساعت 13:00 به گوسفندسرا رسیدیم ، سوار لندرور شدیم تا به پایین منتقل شویم. نهایتا حدود ساعت 15:00، گروه که از خستگی و گرسنگی رهیده بود، سرحال به سمت تهران به راه افتادیم و خوشبختانه با ترافیک خلوتی که جاده داشت، بعد از خوردن ناهار در رستوران آدم و حوا ، ساعت 17:00 به تهران رسیده و با خدا حافظی دوستان از همدیگر که انجام آن کار ساده ای نبود، برنامه به پایان رسید و خاطره ای خوش دیگر در ذهن همنوردان باقی ماند.
نکات مهم:
1- برای صعود قله دماوند بایستی از دو الی سه هفته قبل، برنامه های آمادگیانجام داد. صعودهای قله های بالای 4000 متر و شبمانی بالای 3500 متر.
2- زمانبندی مناسب برنامه و حرکت آرام، کمک شایانی در صعود موفقیت آمیز یک گروه خواهد داشت. صعودهای سرعتی به خصوص برای تیمهای بدون آمادگی وهمهوایی، بسیار خطرناک و بدور از منطق کوهنوردی می باشد.
3- به همه کوهنوردان صمیمانه پیشنهاد می کنم که به امید حمل زباله ها توسط دیگران، زباله های خود را در پناهگاه به جای نگذارند و روز آخر برنامه همه را با خود به پایین و تا شهر حمل نمایند. مطمئنا روز آخر برنامه و طی 3-4 ساعت فرود تا گوسفندسرا، امکان حمل زباله ها برای همه وجود دارد و امر ناممکنی نیست.
4- داشتن لباس و وسایل مناسب برای صعود دماوند بسیار ضروریست. دستکم گرفتن این کوه حتی در نیمه تابستان و حتی در یک روز آفتابی، بارها باعث بروز حوادث مرگبار شده است. همواره لباس گرم و دستکش و کلاه و بادگیر حتی در یک روز آفتابی به همراه داشته باشید.
5- معجون آب لیمو تازه و عسل و آب و کمی نمک، کمک شایانی در صعود در ارتفاع و مواجهه با آثار گوگرد می کند و لازمه صعود قله می باشد.
6- شب قبل صعود قله برای صعود کنندگان بسیار مهم است که زود بخوابند و خواب راحتی را داشته باشند. لذا از ساعت 21:00 دیگر به خواب می روند. حال اگر گروههایی با خودخواهی یا بی برنامگی، خود را دیر به پناهگاه برسانند، علاوه بر اینکه برای تیم خودشان مشکل ایجاد کرده اند، برای سایرین نیز با مزاحمتها و سر و صداهای خود مشکل ایجاد می کنند و مانع استراحت لازم قبل صعود آنها می شوند. در پایان بایستی تشکر ویژه از همنوردان خوبم در این برنامه داشته باشم که با عشق و علاقه و همت و اراده برای اولین بار به این کوه پای نهادند و توانستند با موفقیت بر فراز آن بایستند. همچنین تشکر ویژه از آقای امین عرفی پاک و مرتضی نامور که با تجربه گرانقدرشان صعود تیم را بیمه کردند.
در ضمن آقا سیاوش عزیز راننده ون دربستی که با اخلاق خوب خود، ما را در هرچه بهتر برگزار کردن این برنامه یاری کردند.
با یادی از سایر همنوردان قدیمی و جدید... سرکوه باشید
گزارش برنامه: علیرضا درویش نوری